سنگ صبور

گذشته حال آینده

تموم زندگی تکراره، صبح بیدار میشی، میری سر کار، برمیگردی خونه، استراحت، تلویزیون، و دوباره تو تخت

دلتنگش میشی، یادش میکنی، گونه هات خیس میشه و با گونه های خیست میخوابی

صبح بیدار میشیو روز تکرار میشه

امشب باهاش حرف زدم، با مهسام، یکم، چند شبه توی واتساپ بهم فقط نگا میکنیم ساعت ها، بدون اینکه حرف بزنیم، فقط هر چند هرازگاهی چند کلمه مینویسیم که بدونه من تو صفحشمو بدون فرستادن پاک میکنیم

تو کلامش نمیگه، ولی رفتارش داد میزنه دوسم داره، خب منم دوسش‌دارم، تو زندگی فقط دلتنگیو دیدمو یاد گرفتم، یاد گرفتم اونایی که دوسش داری فقط باید دلتنگش باشی، دلم برای تا صبح بیدار موندن باهاش تنگ شده

شبایی که تا صبح بدون اینکه حرفی داشته باشیم فقط تو مسنجر بودیمو الکی پیام میدادیم

دلمون نمیومد از هم جدا شیم، اون همه چیزش شیرین بودو هست، حتی اشکی که از جشمم واسش میریزه شور نیستو شیرینه

چقد خوبه که حداقل میتونم بهش فکر کنم، فکر کنم تو رویاهام تو آغوشم داشته باشمش، دوسش دارم

نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 2:8 توسط مسعود|

الان داشتم پستای قدیمومو میخونم، یادم رفته بود اولین پستم مالکی بوده، رفتمو نگا کردم، دیدم نزدیک ینه که وبلاگم ۳ ساله شه، پانزده اردیبهشت ۹۰ اولین پستم بوو امروز حدود سه سال گذشته، جالبه، این وبلاگ در عین نبودنش و وجود خارجی نداشتنش دلگرمیه خیلی خوبی بوده برام، تا الان از خوشیام زیاد نگفتم ولی حداقل تنها چیزی بوده که تو ناراحتیام سنگ صبورم بوده، ممنونم ازش، میخام اسمشو عوض‌کنم. این اسم عشق کاغذی موضوعیتی برای این نداره، این وبلاگ ازین به بعد سنگ صبوره، چیزیه که تا الان حدود سه ساله تنها غمخوار من بوده، خوبیشم اینه که کسیم نمیخونش که یخام بترسمو حرفی نزنم، دوستت دارم سنگ صبورم، تولدتم پیشاپیش مبارک
نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 2:55 توسط مسعود|

بی تو هر ثانیه صد دفعه دلم می گیرد
آنچنان سخت...
که ناباوری اش آسان است!
می چکم، می شکنم، می گذرم... می میرم
فصلِ سرسبزِ دلم زخمیِ یخبندان است!
پشتِ هر منظره رویای تو را می جویم
گویی از آهِ من آیینه وضو می گیرد
قطره اشکی... 
به وضوح از ضربان می افتد
شبنم از رخششِ این حادثه
رو می گیرد!
هر طرف خاطره ها مرتکبِ تکرارند
زندگی بی تو درین لحظه چه رنگی دارد؟
چه کسی پنبه ی فریادِ مرا می کوبد
که سکوت اینهمه نجوایِ قشنگی دارد!؟
به زمان گفته ام:
«آسوده، شتاب آزاد است!»
نکند زخمیِ جان کندنِ نافرجامی؟
بگـُـذر، کهنه کن این چرخشِ طولانی را
خسته ام از تو و دلخسته تر از ناکامی!
چه کسی حال من و پنجره را می فهمد؟
تو نباشی ز خدا هم خبری اینجا نیست!
بی تو فردا که رسد، در قفسِ تنهایی
اثری از من و دلتنگی من پیدا نیست!
کاش از آینده خبر های خوشی می آمد
از پریشانیِ بی وقفه کراهت دارم!
تو به دور از منِ دیوانه 
چه حالی داری؟
من که مُـردم ...
که هنوز اینهمه طاقت دارم!
نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 2:22 توسط مسعود|

چقد تنهام امشب، چقد دلم گرفته

خیلی بده، همش به یاد کسیم که دوسش دارم، خیلی سخته، کلی گریه کردم، کلی اشک ریختم، واسه خودم، تنهاییم

چقد بعضی وقتا آدم دلش میخاد تموم بزرگیشو ابهت و بزرگشیو کنار بذارو رو شونه ی یکی که دوسش داره هق هق گریه کنه

ولی چه فایده که یا اونی که دوسش داری لایقش نیس یا اونی که دوستت داره تو دوس نداری

خدا خسته شدم، امشب اگه این وبلاگ نبود میمردم از غم درون سینم، چرا دنیا این ششکلیه؟ اصلا چرا ما به دنیا اومدیم، چرا وقتی ناراحتیم یادت میکنیمو گله میکنیم ولی وقتی خوشحالیم یادت نیستیم؟

خسته شدم، دیگه نمیتونم، نفسم در نمیاد، به گذشته که نگا میکنم دلم میشکنه

چقد احساس دل شکستگی میکنم،

 هیچوقت کسیو نتونستم تو زندگیم نگه دارم، نه واسه اینکه بدم یا ناتوانم، آخه اسن همه دنیا، چرا باید تو ایران میبودم من؟

همه ی زندگیم نابود شده اینجا، نه میتونی کسیو که دوس داری داشته باشی، نه میتونی کار کنی، نه میذارن، آخه از چی بنالم، از پارتی بازیایی که تو کارا میشه؟ از بی بخاریه مسئولین، از اوضاع بد اقتصادی، از تعصبای خانوادگی، از قهر ها، از آشتیا

تو دلم یه دنیا درد دارم

نمیدونم این چه زندگیه ما داریم، خسته شدم خدا، 

چقد امشب دلم میخواست مثل همیشه باهات حرف بزنم، چقد به بودنت نیاز داشتم، اشب میلی حالم خرابه،چقد چرتو پرت گفتم،برم بخوابم که صبح باید برم سرکار، هی خدا

نوشته شده در یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 2:14 توسط مسعود|

ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻨﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻋﺸﻖِ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﻩ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﯽ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺩﻟﻤﻮ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !
ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻨﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﮐَﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ
ﺑﺎﺷﯽ !
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﺍﻻﻥ ، ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﯾﺪﻥ
ﮐﺴﯽ ﻧﺒﺎﺷﯽ ..
Z باور کن این متن لبخندرولبات میاره،روزتومیسازه یاکمکت میکنه
💕💕💕💕💕
هرشب کسی قبل خواب به توفکرمیکنه
💕
حداقل15نفرتواین دنیاعاشقتن
💕
تنهادلیل واسه وقتی که کسی ازت متنفره،اینکه اونامیخوان که مثل توباشن
💕
تواین دنیاحداقل2نفرهستن که برات میمیرن
💕
توبرای1کسی به اندازه دنیاارزش داری
💕
کسی که حتی نمیدونی وجودداره،عاشقته
💕
موقعی که همیشه بزرگترین اشتباهو میکنی ی چیزخوب ازتوش درمیاد
💕
موقعی که فکرمیکنی دنیابه روت برگشته همیشه ی نگاه بکن
💕
همیشه پیروزی هاتویادت باشه
💕
حرف های بددیگران روفراموش کن
💕
پس اگرعاشق دوستاتی اینوبراشون بفرست،ازجمله کسی که اینوبرات فرستاده 
امشب ،،، نیمه شب،، 
عشق واقعیت میفهمه که دوست داره،...!!!!!!
💕
ی چیزخوب برات تاساعت 12شب اتفاق میفته وساعت4بعدازظهر فردامیتونی هرجاباشی
واسه بزرگترین شوک زندگیت آماده باش..
💕
اینوواسه15نفرتو15دقیقه بفرس.
💕
روزیکیوبساز.کمک کن روصورت کسی لبخندبیاد،به یکی کمک کن
💕
یادت باشه که خیلیادوستت دارن...

دوست

 برات میجنگه
"احترام میزاره بهت" 💕
"عاشقته"
"بهت شجاعت میده"
"بهت نیاز داره"
"لیاقتت رو داره"
"نجاتت میده"
💕
اینوواسه همه دوستات حتی من اگه یکی ازاونام بفرست...
💕
اگه4تاپس بگیری خیلیادوست دارن...
اگه7تاپس بگیری خیلیاواقعا عااااشقتن 💞💕💞💕""
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 1:27 توسط مسعود|

ی تو هر ثانیه صد دفعه دلم می گیرد

آنچنان سخت...
که ناباوری اش آسان است!
می چکم، می شکنم، می گذرم... می میرم
فصلِ سرسبزِ دلم زخمیِ یخبندان است!
پشتِ هر منظره رویای تو را می جویم
گویی از آهِ من آیینه وضو می گیرد
قطره اشکی...
به وضوح از ضربان می افتد
شبنم از رخششِ این حادثه
رو می گیرد!
هر طرف خاطره ها مرتکبِ تکرارند
زندگی بی تو درین لحظه چه رنگی دارد؟
چه کسی پنبه ی فریادِ مرا می کوبد
که سکوت اینهمه نجوایِ قشنگی دارد!؟
به زمان گفته ام:
«آسوده، شتاب آزاد است!»
نکند زخمیِ جان کندنِ نافرجامی؟
بگـُـذر، کهنه کن این چرخشِ طولانی را
خسته ام از تو و دلخسته تر از ناکامی!
چه کسی حال من و پنجره را می فهمد؟
تو نباشی ز خدا هم خبری اینجا نیست!
بی تو فردا که رسد، در قفسِ تنهایی
اثری از من و دلتنگی من پیدا نیست!
کاش از آینده خبر های خوشی می آمد
از پریشانیِ بی وقفه کراهت دارم!
تو به دور از منِ دیوانه
چه حالی داری؟
من که مُـردم ...
که هنوز اینهمه طاقت دارم!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 13:9 توسط مسعود|

هیچوقت هیچی تو زندگی مطابق میلم نبود...
هیچوقت اونایی که دوس داشتمو نتونستم کنارم نگه دارم
چقد ناتوانم.......
از خودم بیزارم........
بیزار از این همه دلتنگی......
بیزار ار این همه حس نهفته.....
بیزار از ندیدن ها.....بیزار از گریه کردن ها........ بیزار از عکس نگاه کردن ها........
چرا اینقد کورم من.... چرا نمیبینم..... چرا ندیدم..... چرا همیشه باید در نبودن بگریم..... چرا نمیتونم سر روشونش بذارمو بگریم
دلم تنگ کسیه که اومده اینو میخونه. خودش میدونه کیو میگم. میدونه چون تنها کسیه که هنوزم اینجا میاد
تنها کسیه که دوسش دارم
دلم برات تنگه
دلم برات شیطنت کردنات تنگه
واسه بچه بچه حرف زدنات
واسه خنده هات
واسه نه گفتنات
واسه اخمات
قهرات
آشتیات
چرا قیامت نمیشه پس...... تا کی باید بسوزم در حسرت اومدن قیامت.....
بهتر که تو چشاش نگاه میکنم حرفای نگفتشو میشنوم..... چرا این حس همیشه زمان تنهایی سراغم میاد؟
چرا وقتایی که چیزیو دارم قدرشو نمیدونم
بیزارم از خودم
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 11:38 توسط مسعود|

امروز همش عکساتو نگاه می کردم. نمیدونی چقدر دلتنگتم

چیکا کنم که اینقد لجبازم..................

دلم برات تنگ شده

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 11:25 توسط مسعود|

یه ﺩﻭﺳﺖ دختررررررم ﻧﺪﺍﺭیم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺧﻄﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﺩﺍﺭﻩ ... 

فكر وخیال ندارم

ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ

به مامان و بابام دروغ نمیگم

همه ی بستنی مو خودم میخورم

دغدغه كادوی ولنتاینم ندارم

ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ،

"" ﻗلبمــو ﺑﺸﮑﻮﻧﻪ""

ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻪ ...

و هزاران جوایز نقدی دیگر 

واااااااای چقدر من خوشبختــــــــــم

تاحالا از این زاویه به زندگـــــــــی نگاه نکرده بـــــــــودم 

من برم یكم ورزش کنم
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 20:39 توسط مسعود|


ﻓﻘﻂ ﯼ * ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺘﯽ *ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ
ﻣﻐــــﺮﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ..... ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯿﻮ ﺗﺤﻘﯿﺮﻧﮑﻨﻪ
ﺷﻮﺥ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺯﺑﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ .... ﺍﻣﺎ ﺍﻫﻞ ﻟﻮﺩﮔﯽ ﻧﺒﺎﺷﻪ
ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻪ .... ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺶ ﻧﺸﻪ
ﺗﻮﺍﻭﺝ ﻏﻢ ﻭﻏﺼﻪ ﺑﺎﺷﻪ .... ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺑﺪﻩ ...
ﺗﻮ ﺳﺨﺘﺘﺮﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮﺍ ﮔﺎﻡ ﺑﺬﺍﺭﻩ ... ﺍﻣﺎ ﺍﻣﯿﺪﺵ ﺏ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﺒﺎﺷﻪ
ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﯼ * ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺘﯽ * ﺧﺎﻟﺺ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ... !!!
ﺏ ﺧـــــــــﺪﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ
 حالا کیا موافقننن؟
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1392ساعت 16:19 توسط مسعود|


آخرين مطالب
» تکرار
» زمان
» حرف دلم
» دلم گرفته
»
» بی تو دلم میگیرد
» بیزارم
» دلتنگی
» آخخخخیش
» کیا موافقن؟
Design By : Pars Skin